الشيخ فاضل اللنكراني
327
اخلاق فاضل (فارسى)
انتظارش بوديم تحقق مىيافت . نظام اسلامى ما هم اكنون در دنيا نمود جلوه كرده است و از همه جا دست نياز به سوى ما دراز كردهاند . در اين اواخر شاهد بوديد كه آذربايجان شوروى ( قفقاز سابق ) آزادى پيدا كرده است ؛ كشورى كه بيش از هشتاد درصد آن شيعه هستند و بقيه اهل تسنن يا پيروان ساير اديان . هم اكنون شيعيان آن مناطق به شدت محتاج روحانى هستند . يكى از روحانيان آن منطقه نزد من آمده بود - كه البته در لباس غير روحانى بود و داراى مراتب علمى بالايى هم نبود - ولى با اين حال مسئوليت خود را در آنجا ايفا مىكرد . اينها را چه كسى بايد اداره كند و اسلام واقعى را در اختيارشان بگذارد ؟ ! در اينجا لازم است يادى از امام بزرگوار كرد و از ايشان تقدير كنيم ، چراكه به نظر من در ميان روحانيت ، از آن كسانى بود كه عارف به زمان خود بود . او مىدانست كه اگر نامهاى به رئيس جمهور شوروى بنويسد چه اثرى مىتواند داشته باشد . در حالى كه ما فكر مىكرديم نامه نوشتن به او مانند نامه نوشتن به ديوار ، اثرى ندارد ؛ امّا اثرش را اينك پس از گذشت اين سالها مىبينيم . به خاطرهمان نامه بود كه اركان و پايه هاى كمونيست ، نه تنها متزلزل شد بلكه فرو پاشيد و كم كم به طور كلى از بين مىرود . اين معناى آشنايى و عارف بودن به زمان است . هنوز هم تصوّر موقعيت امام براى ما امكانپذير نيست . افرادى از آذربايجان شوروى به قم آمدند - كه اتفاقاً حدود پنجاه نفر از آنان اهل اطراف لنكران - محل تولد والد معظم ما بودند - البته اقوام ايشان را نمىشناختند ، فاصله خيلى زياد شده است - اولين سؤال ما از آنان اين بود كه چه چيز سبب شد شما مقدارى آزادى پيدا كرديد ؟ در جواب گفتند : علت آن ، امام و انقلاب شما بود و گرنه ما هيچ گاه اميد چنين آزادى را نداشتيم و حتى به خواب همچنين چيزى را نمىديديم . امّا اين انقلاب شما و امام بزرگوار بود كه با اين كه رسماً به شوروى و آذر بايجان شوروى كارى نداشت ولى آثار انقلابش در آنجا باعث اين آزادى شد . بايد بگويم كه اين اول كار است و إن شاء الله تعالى آينده خيلى بهتراز اين خواهد بود .